امیر مهدی جوجوامیر مهدی جوجو، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 23 روز سن داره
هم دل شدن ماهم دل شدن ما، تا این لحظه: 14 سال و 24 روز سن داره
زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره

امیر مهدی جوجو

چهار دست و پا رفتن پسری

1394/2/23 11:05
نویسنده : ترنم
278 بازدید
اشتراک گذاری

niniweblog.com

سلام سلام هوار تا سلام

بعد از یه هفته امروز حالم بهتره خدا رو شکر؛ خدا کنه امیر مهدی هم خوب شده باشه آخه جفتمون سرما خوردیم یعنی من خیلی سرما میخورم اونوقت امیر مهدی طفلی هم از من میگیره بخدا خیلی رعایت میکنم ولی بی فایدس

چهارشنبه پیش گلوم درد میکرد فکر کردم بخاطر آلودگی هواست اگه میدونستم همون موقع  آب نمک قره قره میکردم که خوب شم ولی عصرش که رفتم استخر گلو درد یادم رفت وقت برگشتن به خونه شیشه ماشین پایین بود و موهای من خیس و این باعث شد سر درد شدیدی بگیرم از روز بعدش آبریزش بینیم شروع شد عصری رفتیم پارک کوثر هوا خوب بود ولی من چون سرما خورده بودم خیلی سردم بود و وقتی رفتیم خونه امیر مهدی خیلی بی تابی کرد نگو سرما خورده  با ماشین بردیم بیرون تا ساعت 2 نیمه شب تو ماشین بودیم و دور میزدیم که بخوابه وقتی خوابید برگشتیم خونه از روز بعدش آبریزش بینی امیر مهدی هم شروع شد جفتمون رو به بهبودی بودیم و فکر میکردیم سرماخوردگی خفیفیه به اسرار مادر شوهری رفتیم دکتر ولی همین که از دکتر برگشتیم حال جفتمون بدتر شد مخصوصا من امیر مهدی هم که بی تاب شده بود و همش گریه میکرد شب بابایی از داروخونه برا من آمپول گرفت و چند تا قرص ولی اصلا فایده نداشت دیروز دوباره جفتمون رفتیم دکتر خدا رو شکر بهتریم

بگذریم از کارای پسری بگم که:

پسرم از هفته پیش بالاخره تونست ترسشو کنار بزاره و چهار دست و پا راه بره مدتی بود روی چهار دست و پاش وای می ایستاد ولی میترسید جلو بره ولی از هفته پیش دیگه نترسید و اروم اروم راه میفرت ولی حالا همین که زمین میزاریش نمیفهمی کجا رفت اینقدر تند تند میره که بهش نمیرسم همین که میزارم جلو تلوزیون سریع میاد لبه آشپرخونه و از نیم پله آشپزخونه میاد بالا

وقتی بهش میگیم بزن قدش و دستمونو براش میگیریم میزنه قدش بای بای وقتی کسی سرفه میزنه امیر مهدی هم دستشو جلو دهنش میزاره و الکی سرفه میزنه . یه جورایی من  رو صدا میزنه به اسم کوچیک ولی خیلی مشخص نیست بابایی رو کامل میگه، دادا رو هم که به مامان بزرگ میگه   دادا یعنی مادر . موقع خوشحالی تند تند دست و پاشو تکون میده و کلی سر و صدا و جیغ میکشه دیگه بقیه کارشو فعلا یادم نیست یادم اومد میام مینوسم

راستی 3 روز تعطیلیم چه خوب که پیش پسرمم

بریم سر وقت عکسا

این اولین باری بود که پسری چهار دست و پا راه افتاد میدونم دیر شده که این بخاطر وزن پسریه چشمک

پسرم خسته شد

خسته نباشی پسری برا بار اول خیلی خوب بودتشویق

پارک کوثر

پسرم تاب بازی میکنه بغل

چون هوا سرد بود پسری رو دور پتو پیچوندم

پسری سرسره بازی میکنهبغل

پسرم در خواب ناز

وقتی ما غذا میخوریم پسری رو اینجوری سرگرم میکنیم که سفره رو بهم نریزه

 

پسری که عاشق حموم رفتنه

 

پسندها (7)

نظرات (9)

مینا
23 اردیبهشت 94 14:08
اي جانم الهي الان بهتر شده باشين دوست خوبم اي اميرمهدي بلاااا حسابي شيطون شديا عسل من بخورمت من فندقم پ عكس كوووووو
ترنم
پاسخ
ممنونم الان عکس گذاشتم خیلی ممنون خاله جونی
مینا
24 اردیبهشت 94 0:02
عكسارو ديدم عزيزدلم كلي ذوق كردم از ديدن اميرمهدي ناااااازم
ترنم
پاسخ
ممنون عزیزم
آیداکوچولو
24 اردیبهشت 94 17:23
سلام امیدوارم تا حالا خوب خوب شده باشین آفرین به امیر مهدی که چهار دست وپا رفتن رو یاد گرفتی حالا دیگه می تونی حسابی همه جا رو به هم بریزی
ترنم
پاسخ
سلام ممنونم خدا رو شکر خیلی بهتریم اره هر جا دلم بخواد میرم و یکی بدو بدو منو دنبال میکنه
مامان فاطمه سادات
25 اردیبهشت 94 13:04
خسته نباشی پهلوون به ماهم سر بزنید
ترنم
پاسخ
ممنونم حتما
♥ایدا♥
27 اردیبهشت 94 12:46
سلام خاله جونم اپ شدم خوصوصیتو چک کن
ترنم
پاسخ
چشم عزیزم
مامان نیلوفر
27 اردیبهشت 94 15:18
ای جانم چقدر زود بچه ها بزرگ میشن قربون شیطونیات نیلوفر هم عاشق حمام رفتنه تا وقت گیر میاره میگه بریم آب بازیامیر مهدی جونو ببوسید
ترنم
پاسخ
آره واقعا چه زود بزرگ میشن چقدر خوب حموم برا بچه ها خیلی خوبه البته به اندازش شمام نیلو جونمو ببوس
گیلدا
27 اردیبهشت 94 22:51
آفرین به امیر مهدی کوچولو
ترنم
پاسخ
مامان عسل 
29 اردیبهشت 94 0:55
خاله به فدااات ...چه جیگرشدی خوشگلم..آفرین آفرین به امیرمهدی..واای چه لحظه های شیرینیه وقتی یه چیزجدیدیادمیگیره
ترنم
پاسخ
خدا نکنه خاله مهربون ممنونم لطف داری خاله آره والا خیلی شیرینه و من مامانش چه ذوقی میکنم با هر حرکت جدیدش باور کن قند تو دلم آب میشه
مامان شهناز
1 خرداد 94 2:01
سلام ترنم جون. چهار دست و پا رفتن امیر مهدی جون مبارک. ایشالا همیشه سالم باشی و از مریضی ها دور. دیگه کارت در اومد مامانی.....
ترنم
پاسخ
سلام عزیزم ممنونم سلامت باشی عزیزم ... اره واقعا کارم دراومده امروز صبح حتی نتونستم یه صبحونه بخورم